۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

نامه سگ زرد به شغال



از هادی خرسندی
يک نامه نوشته سگ زردی به شغالی
گفته است برادر تو چرا زير سؤالی؟
دنيا همه از جور و جفای تو بنالد
يک جای جهان نيست تهی از نک و نالی
اطفال زمان را تو پدرسوخته، لولو
زائوی زمين را تو پدرسوخته، آلی
از صلح گريزانی و با جنگ رفيقی
از صبح الی شام به دنبال جدالی
با دست تو شد بی پر و بی بال کبوتر
وز همت تو جغد گرفته پر و بالی
در حبس تو هستند چه مردان و چه زنها
با جان و دل روشن و افکار زلالی
پستی و پليدی و طرفدار جنايت
حيوان جديدی، بشر رو به زوالی
چنگيز گر امروز نظاره گر ما بود
در قتل و جنايت به تو ميداد مدالی
***
وقتی پرزيدنت سگ زرد چنين گفت
پاسخ نگرفت از پرزيدنت شغالی
گفتند که او وقت اراجيف ندارد
هرچند خودش هست اراجيف خصالی
القصه چنين طعنه زده ديگ به ديگی
گفته است تو بيچاره چرا رنگ زغالی
در نامه خلاصه، کنه ای گفته به ساسی
کای ساس تو از خون خلايق سرِ حالی!
آنکس که رکوردش زدن تيرخلاص است
گفته به رقيبش که پی قتل و قتالی
***
گفتم ز شغال و سگ و ترسم که برنجند
سگها و شغالان ز چنين ضربِ مثالی
گويم که بلانسبتِ سگها و شغالان
گر بردمشان قاطی اينگونه رجالی
هم معذرت از قاطر و گوساله و غيره
گر بر دلشان هست ز من رنج و ملالی
***
هادی! عصبی هستی و طنزت شده دشنام
خونسرد و قوی باش و برو راه کمالی
در رابطه با بازی ايام، نزن جا
هرچند نه روئين تن و نه رستم زالی
با همت مردم برهد مملکت از بند
گر صبر کنی ششصد و هفتاد و سه سالی!


موسی و شبان


حکایت (موسی و شبان ِ ) مولوی را در مدرسه شاید خوانده باشید که « دید موسا یک شبانی را به راه» که با خدای خودش راز و نیاز میکرد که بیا تا سرت را شانه کنم و کفشت را بدوزم! موسا دعواش میکند که این مزخرفات را نگو که خداوند بی‌نیاز است. دل چوپان میشکند و خدا موسا را سرزنش میکند: «وحی آمد سوی موسا از خدا – بنده‌ی ما را چرا کردی جدا؟ تو برای وصل کردن آمدی ....»
حالا دنباله‌ی حکایت در روزگار ما به روایت هادی خرسندی:
دید موسي آن شبان را پشت رل
آمده در شهر و میراند اتول

از تعجب باز ماند او را دهان
گفت اينجا در چه کاري اي شبان؟

حيف آن صحرا و کوه و دشت نیست؟
در سرت اندیشه‌ی برگشت نیست؟

در فراق بوي جاليز و علف
عمر تو در شهر خواهد شد تلف

حيف ِ گاو ِ شيرده، سرشيرِ ناب
شير شهري نيست جز مخلوط آب

تخم‌مرغ شهر دارد طعم خاک
مرغ شهري را پهن باشد خوراک .....

آن شبان گفتا که لطفاً اینقده
پند کمتر گوی و اندرزم نده

روستا مرحوم شد، ده سکته کرد
صورت سبزه ز غصه گشته زرد

غرق شد جاليزها در ديپرشن
دانه‌ شد پنهان به زير خاک و شن

چشمه يادش رفته که دارد وجود
ظاهراً الزايمر از سرچشمه بود

باغ ميوه مثل قبرستان شده
گاو شيري پاک بي‌پستان شده

جز گروهي پيرمرد و پيرزن
کس نمانده در ولايات وطن

کس نمانده توي ده، نزديک و دور
غير آخوند و مريض و مرده‌شور

تو نميداني مگر، حتي صمد
قسمتش شد که به آمریکا رود

گفت موسي پس صمد«آقا» بگو
يک کمي هم ضمناً از ليلا بگو

گفت: ليلا رفته دانمارکي شده
کارمند مرغ کنتاکي شده

بنده هم قيد ده خود را زدم
با اميد حق به تهران آمدم

پس مسافرکش شدم مثل همه
میروی جائی، بگو، وقتم کمه!

گفت موسا میروم میدان تیر
هرچه میگیری ، ز من کمتر بگیر

گفت چوپان، میبرم مفتی ترا
میرسانم هرکجا گفتی ترا

در عوض در بارگاه کبریا
یک کمی از بهر من مایه بیا

هست پيکانم قراضه جان تو
ناظر کارش بود چشمان تو

پس بگو از قول من با ذات حق
اگزوز من تازگی‌ها گشته لق

همچنين خواهم که الله الصمد
نو کند از بهر من کاسه نمد

این چراغ دست چپ هم فی‌المثل
هست کار ایزد عزوجل

گر نماید یک کمی نورش زیاد
از خدا دارم تشکر، تنکس گاد

پس بگو با آن خداوند جلیل
مشکلاتی باشدم از این قبیل

ایهاالموسای الله معک
دارم از بهر خدا آچار و جک

تو بگو با او به آکسنت عرب
پنچرالسوراخو لاستیک العقب

الذي تعویضکم لاستیکنا
واجب اليزدانو کار نيکنا

فی الاتوماتیکه جعبه دنده‌کم
الذين او خدا، من بنده‌کم

گفت موسا، من نميفهمم ترا
فارسي صحبت بکن بهر خدا

تو عرب را ميکشي با اين زبان
کس نميفهمد چه ميگوئي جوان

مثل آدم با زبان مادري
گفتگو کن با همان لفظ دري

شد شبان شرمنده از آن زر زدن
اکسکيوزمي گفت و آمد در سخن

گفت خواهش کن از آن یزدان پاک
یک کمی بنزین بریزد توی باک

همچنين جز حضرت پروردگار
نيست در اطراف من تعميرکار

تو بگو با حضرت والاجناب
من شده شمع و پلاتينم خراب

گر خداوندم کند آن را عوض
ميدهد مخلوق خود را کيف و حظ

گفت موسا این سخن‌ها نیک نیست
بچه‌جان یزدان که میکانیک نیست

هست لاستیکت اگر پنچر درک
حق تعالا را چه با لاستیک و جک

اینچنین رفتار تو خیلی بده
هی به رب العالمین دستور نده

گر که هستی دلخور از رانندگی
لااقل قاصر نشو در بندگی

بلکه خیلی با تواضع با ادب
از خدا چیز مهمی کن طلب

آرزو کن تا روي لس‌آنجلس
گو خداوندا به فريادم برس

گو خداوندا کمي حالم بده
پول ساته‌لايت و کانالم بده

من شبانه روز با ژست ِ و ادا
روي آنتن ميروم پر سرصدا

ميدهم پيوسته ايران را نجات
بيخ دشمن ميزنم با ساته‌لايت

وحی آمد سوی موسي از خدا
فیلم کردی بنده‌ی ما را چرا

ما عطا کرديم او را آنچه خواست
ليک اين کاري که کرديم اشتباست

بینوا در شهر خود راننده بود
لااقل یک کار مثبت مینمود

توی آن بدبختی و آن هیر و ویر
میرساندت لااقل میدان تیر

ساته‌لايت گفتي هوائي شد طرف
شاد از اين رهنمائي شد طرف

پس فرستاديم کاليفرنيا
تا بگيرد از نخودهاي سيا

صبح و شب برنامه‌پردازي کند
عمه‌ي خود را ز خود راضي کند
پس تو از برنامه‌هایش حظ بکن

راه را ضمناً پیاده گز بکن!
      …………………….

حال بشنو باقي اين داستان
تا بداني داستان ماست آن!
گفت موسی کای خدای ذوالجلال
نیست مارا با تو پروای جدال
لیک آن چوپان که روزی لات و پات
سوی تهران آمد ازکنج دهات
حال در لوس آنجلس چادر زده
با مویزی چند خود را بر زده
میکند با نوحه پرل و لدین
گریه بر بدبختی ایران زمین!
میزند در این کانال گاهی هوار
میدهد در آن کانال گاهی شعار 
بلکه ملت بار دیگر خر شود
این سفر علاف فخر آور شود
الغرض تا خدمت اهل فن است
نانش از لطف شما در روغن است
ور رسد سودش به ملا و قمش
گور بابای وطن با مردمش
چون بهر کس میفروشد خدمتش
پس چرا بد شد خدایا هجرتش؟


بیست و دوسال عمر تبعید

درین بیست و دوسالی که گذشت از عمر تبعیدم
چنان غرق وطن بودم که غربت را نفهمیدم
در اینجا من خبرهای وطن را زندگی کرد
وز آن اخبار گاهی گریه کردم؛گاه خندیدم
نماز وحشت هر جمعه را با مردمان بودم
تمام هفته از حرف امام جمعه ترسیدم
در اینجا من همه روزه به زندان اوین رفتم
همه شب بابت هر ضربهء شلاق نالیدم
چه روزائی که از تکفیر اسلامی هراسیدم
چه شب ها کز هراس بمب صدامی نخوابیدم
اگر آتش گرفت آن سر زمین من سوختم اینجا
در آنجا زلزله آمد اگر من نیز لرزیدم
رهائی؛ دوری جغرافیائی نیست همبندان!
جهان کوچکتر است از آن؛ که من در نقشه ها دیدم
کسی گر گفت رفتی بار خود بستی نمیداند
که من دار و ندارم را به نادانیش بخشیدم
هادی خرسندی

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

آیه های مارشالی شماره-5



توجه توجه توجه


خدا چند لحظه قبل با من سخن گفت در مورد 16 آذر.
خدا توسط فرشته اش جندائیل با من سخن گفت.


ساعت ورود جندائل فرشته خدا: دو ساعت پیش.
موضوع آیه: 16 آذر.
مشخصات فرشته: خوش لنگ و ران.
شماره شاسی هوا پیما: 000
موسیقی:از استاد بسم الله خان.
درجه حرارت هتل: 10 درجه


نوع غذا: ویسکی و خاویار.
مدت اقامت در هتل: نیم ساعت.
چرا نیم ساعت؟ بتو چه، مردیکه فضول.


نه باید بگی: باشه، چرا چونکه فرشته هتل گرونی قیمتی گرفته بود و من هم همش 50 دلار بیشتر پول تو جیبم نداشتم همینه که برا نیم ساعته آیه ها رو گفت و دوش گرفت و ناقلا رفت.


کارگردان: خود خدا.
خوب برو بریم:


آره چند ساعت پیش دوست دخترم آنابل که شوهرش کشتی گیر هست ، گفتش که مارشال جون برو برام پیتزا بخر. من هم بدو بدو رفتم دوش گرفتم و حوله رو دور خودم پیچیدم و رفتم سر نبش خونمون که پیتزا بخرم از صوفیا که قبلا دوست دختر خودم بود و شوهرش هم سگ فروشی داره.


دیدم همه در و همسایه ها هی در میرن و ازم فرار می کنن. خیلی تعجب کردم، بخودم گفتم مارشال چی شده، اما خودم بمن جواب نداد که چی شده.


یکمرتبه دیدم ماشین پلیس اومد و منو انداخت تو ماشین و به من دستبد زد. پرسیدم جناب پلیس واسه چی منو گرفتی؟ گفت مردیکه خجالت نمی کشی لخت اومدی بیرون؟ دیدم ای داد بیدا حوله ام اقتاده بود اما حواسم نبود که افتاده و من لخت لخت تو خیابون اومده بودمم......ای داد بیدا. تو نگو همون در در خونم حولم افتاده بود....ای دل غافل...


خلاصه یه پولی اخ کردم به پلیس و رفتند و یه تنبون برام خریدند و گذاشتنم در پیتزا.


تا پیاده شدم فرشته خداوند دستمو قاپید و دیگه نفهمیدم چه شد و وقتی چشامو وا کردم تو یه هتل بودم. فرشته گفت مارشال جان من جندائل هستم فرشته خداوند، و خدا دید که تو آدم پاکی هستی منو فرستاد تا این آیه های مبارکه رو توی گوشت بخونم.
پرسیدم فرشته جون سوره یاسین رو میگی؟ گفت نه بابا، مگه خری تو که یاسین بگوشت بخونم .....


فرشته خداوند نزدیک آمد و در گوشم شروع کرد آیه خوندن.....آهان الآنه که شما فکر بد می کنید، من اخلاق شما ایرانیا رو میدونم. من میدونم الانه که پچ پچ می کنید و دارد بمن افترا می زند، اما نه، من مرد پاک و منزه و درستی هستم وگرنه خدا خر که نیست دوست دخترشور بفرسته پیش من که؟


از اینها گذشته شما ها اصلا بگو ببینم چه کاره اید که به امورات خصوصی من رسول دخالت می کنید ها؟ مگه خودتون خارو مادر ندارید ها؟


خوب درست وایسو، اهه سخن مگو سخن مگو....استخرفراله استخرفراله....پناه بر خدا....


" فرشته که پف می کرد توی گوشم گفت: یعنی فرمود: ای مارشال، به ملت ایران بگو به بیرون بیاند بدرستیکه از خانه های خود و همانا بدرستیکه خدا دستور داده که اصلا مردم ایران در 16 آذر بخانه بر نگردند تا حکومت عدل بر قرار گردد.


بدرستیکه همانا ما شما را تخمی نیافر ریدیم. بلکه برای منظوری ....پناه بر خدا......بگو به مردم که همانا ضحاکان قصد جان شما را کرده اند و تنبان پوشان شخصی هم چاقو در جیب دارند، پس شما هم ابزار دفاعی همراه خود بیاورید...


فرشته این را گفت که تق تق در زدند و گفتند که وقت شما تمام شده و 50 دلار هم اخ کردم ... و الان هم در خانه خودم نشسته ام و دوست دخترم هم نیست و زنم هم دارد زل زل بمن نگاه می کند با یک دیگ مسی و یک قابلامه آهنی و ازش خواش کردم که 5 دقیقه مجازات را به عقب بیندازد تا من این آیه های مبارکه خداوند را بشما امت خوب من قرائت کنم....


مرسی و اگر بنده را دیگر مشاهده ننمودید بی زحمت بنده را حلال بفرمائید....
رسول خوب شما، عالیجناب مارشال.......‬

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

جهان پیش از انفجار بزرگ نیز وجود داشته است


دانشمندان می گویند به شواهدی دست یافته اند که نشان می دهد کیهان پیش از مهبانگ (انفجار بزرگ، بیگ بنگ) نیز وجود داشته است.
دایره های هم مرکزی که در تابش ریزموج (میکروویو) زمینه ی کیهانی -(CMB)، تابشی به جا مانده از مهبانگ - کشف شده، از رویدادهایی گواهی می دهد که در زمانی پیش از زمانی که به یاور بیشتر دانشمندان، آغاز پیدایش کیهان است رخ داده است. این کشف جنجال برانگیز به وجود جهانی اشاره دارد که بر خلاف باور رایج، 13.7 میلیارد سال پیش آغاز نشده، بلکه چرخه ای ازلی و بی آغاز است. این کشف را دانشمند بزرگ، پرفسور راجر پنروز از دانشگاه آکسفورد و پرفسور واهه گورزادیان از دانشگاه ایالتی ایروانِ ارمنستان در وبسایت arXiv.org منتشر کردند.

نقشه ای از تابش زمینه ی کیهانی (CMB) در جهان با دایره هایی که نشان دهنده ی رویدادهای پیش از مهبانگند.
بیشتر دانشمندان بر این باورند که جهان در اثر مهبانگ (بیگ بنگ) و در زمانی حدود 13.7 میلیارد سال پیش به وجود آمده. حدود 300 میلیون سال پس از آن نیز ستارگان و کهکشان ها شکل گرفتند، خورشید ما نزدیک به 5 میلیارد سال پیش به دنیا آمد، و آغاز پیدایش زندگی روی زمین نیز تقریبن 3.7 میلیارد سال پیش بود. قدمت تابش زمینه ی کیهانی به 300,000 سال پس از مهبانگ می رسد و اکنون دمای این تابش پایین آمده و به حدود -270 درجه ی سانتی گراد رسیده است.
ولی بر طبق استدلال های پنروز و گورزادیان، شواهدی که توسط کاوشگر ناهمسنگرد ریزموج ویلکینسون ناسا (Wilkinson Microwave Anisotophy Probe) از دل تابش زمینه بیرون کشیده شده، نشان ها و آثاری را در این تابش ها نشان می دهد که سنشان از عمر مهبانگ فراتر می رود. آنها می گویند 12 نمونه از دایره های هم مرکز، برخی با 5 حلقه یافته اند که نشان می دهد جسم مربوطه، 5 رویداد سهمگین را در تاریخش پشت سر گذاشته. حلقه ها در اطراف خوشه های کهکشانیی دیده شده اند که تابش زمینه در آنها به شکل عجیبی نوسان کمی دارد.
ظاهرن این پژوهش، نظریه ی فراگیر "انبساط کیهان" در مورد آغاز کیهان را کنار می زند. نظریه ای که طبق آن، جهان پس از مهبانگ آغاز شد و تا زمانی در آینده به گسترش ادامه خواهد داد.به باور آنها، این دایره ها، اثر و مُهرِ امواج بسیار خشن گرانشی است که در اثر برخورد سیاهچاله های ابَرسنگین در زمانی پیش از آخرین مهبانگ به وجود آمدند. آنها می گویند که این بدان معناست که کیهان در دورانی ازلی سیر می کرده که سرشار از مهبانگ ها و برخورد سیاهچاله های اَبَرسنگین بوده است.
پرفسور پنروز معتقد است که نظریه ی تازه از "کیهان شناسی چرخه های همدیس" (conformal cyclic cosmology) بدین معناست که سیاهچاله ها سرانجام همه ی ماده ی موجود در کیهان را مصرف کرده و به پایان خواهند برد.
طبق این نظریه، با پایان کار سیاهچاله ها (و مصرف همه ی مواد کیهان)، تنها چیزی که باقی می ماند، انرژی خواهد بود؛ انرژی ای که منجر به مهبانگ یا انفجار بزرگ بعدی و آغاز دورانی دیگر خواهد شد. پرفسور پنروز به BBC گفت: «در نظام مطرح شده توسط من، نمایی انبساطی وجود دارد ولی نه در این دوره ی کیهانی. من از این اصطلاح برای توصیف دوره ی زمانی میان مهبانگ تا آینده ای دور استفاده می کنم. من ادعا می کنم که این دوره ی کیهانی، بخشی از یک رشته رویداد پیاپی است و آینده ی دورِ دوره ی پیشین، به گونه ای همان انفجار بزرگی بود که کیهان ما از آن ایجاد شد.»

ده عکس دستکاری شده برتر قرن از نگاه تایم


۱۰ عکس برتر دستکاری شده برتر از نگاه مجله تایم معرفی شد
پایگاه اینترنتی مجله تایم به تازگی دست به انتخاب 10 عکس دستکاری شده برتر از زمان ابداع این رسانه زده که عکاسانشان به دلایلی به اصلاح یا دستکاری آن‌ها اقدام کردند

1) عکس ژنرال‌های جنگ داخلی
متیو بردی که عموما به عنوان نخستین فوتوژورنالیست موفق از نظر تجاری در جهان شناخته شده، استاد دستکاری نیز به شمار می‌رفت. در این عکسِ جمعی از ویلیام تکومسه شرمان و افسران ارشدش، یک چهره توسط وی اضافه شده است
مردان حاضر در این تصویر ایستاده از چپ اولیور اوتیس هاوارد، ویلیام باب کاک هیزن، جفرسون کولومبوس، دیویس و جوزف آنتونی ماور و نشسته از چپ جان الکساندر لوگان، شرمان، هنری وارنر اسلوکوم و فرانسیس پی بلر هستند
در تصویر اصلی، بردی بلر را در انتهای سمت راست اضافه کرده است. بلر یکی از فرماندهان لشکر شرمان در تهاجم نهایی سرنوشت ساز در جورجیا بود. وی لشکر هفدهم را که از عقب از ارتش شرمان در طول نبرد آتلانتا حمایت می‌کرد، هدایت کرد. وی مانند مردان دیگر حاضر در این عکس نقش مهمی را در نبرد موسوم به «حرکت به سمت دریا» ایفا کرد و به وارد کردن ضربه نهایی به آرمان ائتلاف جنوب کمک کرد

2) سخنرانی لنین برای سربازان در سال 1920
این عکس که توسط جی پی گولداشتاین گرفته شده و در دوران شوروی به چاپ رسید یکی از صحنه‌های انقلاب روسیه بود که بازسازی شده است
این عکس صحنه‌ای را به ثبت رسانده که لنین سربازان ارتش سرخ را که آماده عزیمت به سوی جبهه لهستان و رویارویی با سربازان جوزف پیلدوسکی هستند، تشویق می‌کند. اما صحنه اصلی چه بود؟ این عکس که چند ثانیه قبل از عکس قبلی گرفته شده نشان می‌دهد لنین در آن روز توسط لنین تروتسکی، عضو کمیته مرکزی که با کلاه و سبیل در پله‌های جایگاه ایستاده است و لف کامنف که پشت سر وی ایستاده، همراهی می‌شده است
این دو مرد که از سوی لنین رقیبان قدرتش شمرده می‌شدند حذف شده و مشارکتشان در انقلاب تا اندازه زیادی از سوابق تاریخی پاک شد. با این حال این عکس با دو مرد حاضر در آن به طور گسترده در دهه 1920 چاپ شد و در دوران شوروی سابق حتی در دوران گورباچف بازسازی شد

3) ملاقات هیتلر با لنی ریفنشتال در سال 1937
فیلمساز نازی در مرکز عکس با پیشوا در برلین دیدار می‌کند. در کنار آن‌ها در سمت چپ، هنز برادر این فیلمساز و در سمت راست ایلزه همسر وی قرار دارند؛ به زمینه‌های شبح مانند نزدیک ایلزه در وسط سمت راست تصویر توجه کنید
در عکس اصلی، فرد ناپدید شده کسی جز جوزف گوبلز، پروپاگاندیست ارشد رایش سوم نیست. اینکه چرا هیتلر یکی از همکاران وفادارش را از این عکس پاک کرده همچنان یک معما مانده است. آنگونه که تاریخ نقل می‌کند اندکی پس از گرفته شدن این عکس گوبلز که در کنار پیشوا ایستاده بود پس از آگاه شدن هیتلر از ارتباط وی با یک هنرپیشه مورد غضب وی قرار می‌گیرد

4) ایالت کنت در سال 1970
در این عکس ماری آن ویچیو، 14 ساله در کنار جسد جفری میللر، دانشجوی دانشگاه که توسط افراد گارد ملی در جریان اعتراض علیه جنگ در ویتنام کشته شده زانو زده است. این عکس برنده جایزه پولیتزر توسط جان فیلو، دانشجوی فوتوژورنالیسم گرفته شده و به نماد دوران پرآشوب تبدیل شد
اما عکس اصلی با همه درامی که داشته از یکی از قوانین اصلی ترکیب عکس تخطی کرده است: تیر حصارهای مزرعه پشت وچیو در انتهای سر وی تمام می‌شوند، درست مثل اینکه در سرش فرو رفته باشد. هنگامی که این تصویر در مجله لایف در آن هفته منتشر شد دبیران تصمیم گرفتند آن را حذف کنند

5) پوستر آلبوم ابی رودز گروه بیتلز
با اینکه این پوستر مستطیلی به‌مناسبت انتشار دومین آلبوم این گروه موسیقی بود به شکل متفاوت‌تری از کاور اصلی منتشر شد و یک مورد اضافی داشت که قابل توجه‌ترین تغییر عکس اصلی بود. در اثر هنری اصلی، برخی از ناشران آمریکایی تصمیم گرفتند سیگار را از دست پل بدون اجازه گرفتن از وی یا اپل ریکوردز که دارنده حقوق این تصویر بود، حذف کنند

6) عکس روی جلد از اپرا وینفری در تی وی گاید
این عکس روی جلد از مجری برنامه گفت‌وگوی روزانه دارای دو دستکاری فوق‌العاده بوده که اولی مربوط به انبوه پولهایی بود که اپرا وینفری بر روی آن‌ها نشسته بود. در تصویر اصلی سر اپرا وینفری به طور فوق‌العاده ای بر روی بدن یک هنرپیشه چسبانده شده بود؛ این دستکاری فوراً از سوی طراح مد این هنرپیشه تشخیص داده شد.

7) عکس روی جلد مارتا استیوارت در نیوزویک در سال 2005
برای گزارشی درباره دورنمای شغلی خوش بینانه‌ای که پس از آزادی از زندان در پیش روی مارتا استیوارت قرار دارد، دبیران نیوزویک تصویر دیجیتالی مرکبی از سر استیوارت را که برروی بدن یک مدل چسبانده شده بود نشان دادند
در تصویر واقعی که 9 ماه قبل از انتشار گزارش نیوزویک در شورای طراحان مد جوایز مد آمریکا گرفته شد، ملکه خانه را به شکلی بی‌پروا که کت سفیدی به تن دارد نشان می‌دهد. دبیران این نشریه عکس گرفته شده را به مارک برایان براون نسبت دادند در حالی که در واقع توسط ران گاللا، پاپاراتزی سابق گرفته شده بود

8) آزمایش موشکی ایران سال 2008
این عکسِ منتشر شده توسط یکی از خبرگزاری‌های ایرانی، در گزارش تایم - با ذکر این‌که در همان زمان به ‌شدت مورد توجه بسیاری از روزنامه‌های بزرگ دنیا قرار گرفت - این‌ طور توصیف شده که به‌منظور پنهان کردن عمل نکردن موشک دومی از سمت راست دستکاری شده است. هرچند که تصاویر موجود از این آزمایش موشکی در سایر خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ایران، تنها از جاماندگی عکاس در تنظیم زمانی دقیق حکایت دارد

9) کیم جونگ ایل و سربازان کره شمالی 2009
ناظران غربی  مدتها مظنون بودند این عکس که توسط ، خبرگزاری رسمی کره شمالی منتشر شده دستکاری شده تا کیم جونگ ایل را در بهترین وضعیت ممکن نشان دهد. این عکس جمعی که به‌دنبال شایعه بیماری کیم جونگ ایل منتشر شد، برای کشف ناهماهنگی به دقت مورد بررسی قرار گرفت
این عکس وی را به همراه هنگی از سربازان کره‌یی نشان می‌داد. اما در نمای نزدیک از عکس اصلی، تحلیلگران بر روی بخش مرکزی عکس زوم کردند که در آن جایگاه رژه دیده می‌شود در حالی که به‌نظر می‌رسد کیفیت چوب یا آهن متفاوت است که نشان می‌دهد کیم در حقیقت در این عکس گنجانده شده است

10) بنیامین نتانیاهو و کابینه‌اش سال 2009
روزنامه اسرائیلی یاتد نیمان این عکس جمعی را منتشر کرد که در آن نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی که به تازگی انتخاب شده در سمت چپ و شیمون پرز، رییس جمهور اسرائیل در سمت راست و اعضای دولت جدید نتانیاهو قرار دارند اما نسخه تغییرنیافته این عکس نشان می‌دهد که این روزنامه دو زن عضو کابینه را با چهره مردان عوض کرده است. زیرا بیش‌تر خوانندگان این مجله شامل ارتدوکس‌های متعصبی هستند که خدمت کردن زنان در دولت را مناسب نمی‌دانند.