۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه
۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه
چگونه انسان خدا را آفریده
برای ورود به مبحث اصلی که چگونه انسان خدا و دین را آفرید لازم است بررسی شود که خود انسان ابتدا چگونه و طی چه پروسه یی بوجودآمد و منشاء حیاتش چیست؟؟؟ برای اینکه منشاء حیات انسان را بررسی کنیم ضروریست که ابتدا منشاء حیات بطور کلی بررسی شود ..این بررسی دو دیدگاه عمومی و کا ملاً متضاد و جود دارد دیدگاه ادیان و مذاهب، دیدگاه ماتریالیزم علمی نظر گاه اول بسیار دیرپاتر از نظر گاه دوم است..جهان ساخته خداوند یا روح نا محدود است..و هم آن است که گیتی را به نظم در آورده و بسامان کرده.مثلا آئین زرتشت به این معتقد است که اهورا مزدا جهان را در شش دوره ....یا شش گاهنبار...آفرید در گاهنبار اول که از پانزده اردیبهشت ماه آغاز می گردد آسمان آفریده می شود .. در گاهنبار دوم که از پانزدهم تیر ماه شروع می شود آبها و دریاها خلق می شود در گاهنبار سوم که از بیست و سوم شهریور ماه شروع می شود زمین بوجود می آید در گاهنبار چهارم که از بیست و ششم مهر ماه آغاز می شود نباتات و گیاهان بوجود می آیند در گاهنبار پنجم که از شانزدهم بهمن ماه شروع می شود حیوانات و جانوران خلق می شوند که 282 نوع بیشتر نیستند و گاهنبار ششم که از پایان اسفند ماه آغاز می شود اهورا مزدا انسان را می آفریند.
یهودیان بر اساس نص صریح تورات در سفر ..کتاب..پیدایش باب اول معتقدند که..در ابتدا خدا ..یهوه..آسمانها و زمین را آفرید و زمین خشک و تهی بود و تاریکی بر روی لجه بود و روح خدا سطح آب را گرفت ..و خدا گفت روشنایی بشود شد ..خدا دید که روشنایی نکوست و آن روز اول بود و خدا گفت فلکی باشد در میان آبها و خدا فلک را بساخت و آبها زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا کرد.. و خدا فلک را آسمان نامیده واین روز دوم بود و خدا گفت که آبهای زیر آسمان در یک جا اجتماع کنند و خشکی ظاهر گردد وخدا خشکی را زمین نامید و آبها را دریا نامید و آنگاه گفت که زمین نباتات برویاند و علفی که تخم بیاورد ..آورد ..خدا دید که نکوست .و این روز سوم بود و خدا گفت نیرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و بر زمین روشنایی دهند و چنین شد.. وخدا دو نیر بزرگ ساخت نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب و خدا آنها را در فلک اسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند دادند ..و خدا دید که نکوست و این روز چهارم بود و خداگفت که آبها به انبوه جانوران پر شوند و پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پرواز کنند پس خدا نهنگان بزرگ آفرید ..خدا دید که نکوست و این روز پنجم بود و خدا گفت که زمین جانداران متعدد از خود بیرون بیاورد و خدا بهایم و حشرات را بساخت..و خدا گفت آدم را به صورت خود و شبیه خود بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم زمین و همه حشراتی که بر زمین میخزند حکومت نماید و خدا دید که نکوست و این روز ششم بود و روز هفتم که خدا از همه کار های خود فارغ شد این روز را مبارک خواند و تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت .. این است پیدایش آسمانها و زمین که یهوه آفرید
مسحیت هم نظریه منشاء حیات را همانطور که در سفر پیدایش آمده بی کم و کاست می پذیرد
و اما اسلام که ششصد سال پس از مسیحیت ظاهر می شود افسانه آفرینش تورات را با کمی تغییرات بیان میکند.. در سوره بقره آیه 117 اینطور می خوانیم ..آسمانها و زمین را در شش روز آفریدیم و در سوره فرقان آیه پنجاه و سه می خوانیم که آبها را در دو دریای شور و شیرین آفریدیم و این دو دریا را با حائلی از هم جدا ساختیم و در سوره نور آیه چهل و پنج می گوید ..همه جانواران را از آب آنها آفریدیم که برخی از آنها بر شکم راه روند و برخی بر دو پا و در سوره ناز عات آیه بیست و هفت تا سی و دو می بینیم شب را تاریک و روز را روشن آفریدیم پس زمین را بگستراندیم و کوهها را ستونهای آسمان ساختیم و آدم را از خاک آفریدیم آل عمران 59 و به کاملترین صورت آفریدیم مومن 64 و روح خویش را بر او دمیدیم حجر 29 و چراغهای ستارگان را برای راهنمایی او در تاریکی های بیابان و دریا بر افروختیم انعام 97 این دید گاه ادیان از منشاء حیات است و اما دیدگاه ماتریالیزم علمی بر این اساس استوار است که انسان طی یک پروسه طولانی نتیجه تکامل موجودات جاندار است و خود موجودات جاندار حاصل یک فرایند بسیار طولانی تر از موجودات بیجان هستند این فرایند در خطوط بسیار بسیار کلی به این ترتیب بوده است که اولا عناصر بسیط تشکیل دهنده طبیعت از جمله کربن ..ئیدروژن .هلیم. اکسیژن .ازت فلزات ..یونها ..پلاسما ..و غیره هیچگاه آفریده نشده اند و از ازل موجود بوده اند.این سئوال که ماده خود چگونه پدید آمده سئوالی است که از ذهن آغشته به بینش مذهبی میگذرد چرا که وقتی این سئوال را مطرح میکنیم اگر جوابش را در ازلیت ماده جستجو نکنیم ناگزیریم ابتدائا بپذیریم که صانعی که خودش ماده نیست ماده را آفریدهو یا این سئوال غیر علمی را بپذیریم که از هیچ همه چیز ایجاد شده من اکنون در نظر ندارم بحث خود را در حوزه فلسفه دنبال کنم اگر چه این حوزه بسیار شیرین و وسیع است من بیشتر در نظر دارم بحث خود را در این قسمت در قلمرو زیست شناسی و تکامل ادامه بدهم.
از ترکیب عناصر بسیطی که در بالا ذکر شده اشکال مختلف ماده از جامد و مایع و گاز و پلاسما گرفته تا میدانهای مفناطیسی و جاذبه یی و هسته یی پدید آمدند آب یکی از مهمترین ترکیباتی است که از طریق پیوند ملکولهای ئیدروژن و اکسیژن بوجود آمد
در آب دریا ها ماده به اشکال بسیار متنوعش وجود دارد و از آنجا که در محیط بسته و فشرده آبها امکان ترکیبات بسیار بسیار زیادی بین یونها اتمها و ملکولهای مواد آلی موجود است از ترکیب بسیار پیچیده و بغرنج کربن با عناصر بسیط دیگر اسیدهای آمینه تشگیل شد 20 نوع از این اسیدها که بیش از 260 قسم آن مشخص شده پایه یی ترین عنصر مرکب پروتئین ها را تشکیل میدهند. بنابراین پروتئین ها که یکی از دو ماده اصلی سلول را تشکیل می دهند مرکب اند از ترکیبات مختلف اسیدهای آمینه عناصر بسیطی که در درون آبها موجود بودند از جمله کربن ازت اکسیژن ئیدروژن فسفر و دیگر فلزات و یونها ی همه این عناصر بنابراین پیداست که تنها از 20 نوع اسید آمینه بیش از یک میلیون نوع پروتئین ایجاد می شود فقط کافیست توجه کنید که از تنها 26 حرف زبان انگلیسی میلیونها کلمه ساخته می شود و یا از نظر ریاضی فاکتوریل 20 را می شود حساب کرد..2 ضربدر 10 به توان 18 ..یا مثلا تعداد عکس هایی را در نظر بگیرید که میتوان از در کنار هم قرار دادن تنها 10 نفر آنچنان گرفت که هیچ حالتی تکرار نشود که می شود 3.6 میلیون عکس.
بنابراین می بینید که از ترکیب این 20نوع اسید آمینه باید میلیارد ها نوع پروتئین بوجود بیاید .ولی در طبیعت حدود یک میلیون نوع پروتئین بیشتر نداریم و آن بخاطر این است که گر چه در هر پروتئین اسید آمینه موجود است ولی هر ترکیبی که در آن اسید آمینه وجود دارد لزوما پروتئین نیست .. هر گروه سلولی پروتئین های خاص خودش را دارد مثلا پروتئین های سلولهای مغز و اعصاب با پروتئین های سلولهای پوست یا خون یا ماهیچه متفاوت است مثلا در سلولهای گوشت 15 نوع پروتئین موجود است آن ها در هسته سلول قرار دارند در هسته سلول بیش از 100 هزار ملکول پروتئین وجود دارد..انواعی از پروتئین ها وجود دارد که آنزیم نام دارند تعداد انواع این آنزیمها به 700 نوع می رسد این آنزیمها که باز هم ترکیب اصلی شان را اسیدهای آمینه تشکیل می دهد عموما در سیتوپلاسم سلول قرار دارند نه در هسته آن کار این آنزیمها فقط تسریع واکنشهای شیمیایی بدن است ..یعنی نقش کاتالیزاتور را دارند ..مثلا مواد نشاسته یی را با سرعت به مواد قندی تبدیل می کنند و بعد با اکسیژنی که تنفس می کنیم ترکیب می کنند و انرژی تولید می نمایند مثلا اگر بخواهیم در اجتماع خودمان در نظر بگیریم نقش آنزیمها متناظر نقش واسطه ها و میانجی گر هاست. پروتئین ها که یکی از دوپایه اصلی موجودات تک سلولی جاندار را تشکیل میدهند در هسته سلول قرار دارند و انزیمها در سیتوپلاسم آن بد نیست کمی هم در باره شکل ظاهری خود سلول صحبت کنیم که اصلا چیست و چه شکلی را داراست شکل ظاهری یک سلول دقیقا شبیه شکل ظاهری یک تخم مرغ است پوسته ضخیم پوسته زیرین سفیده و زرده پایه دوم یاخته ها یا سلولها را اسیدهای هسته یی تشکیل می دهد اهمیت این اسیدها آنچنان است که هیچ موجود زنده یی را بدون اینها نمی توان تصور کرد..اصولا دو نوع اسید یی داریم ..یکی اسید دزاکسی ریبو نوکلئیک هست که شما حتما آن را بنام خلاصه شده اش یعنی DAN می شناسید ..این اسید در ترکیب شیمیائیش یک اکسیژن کم دارد و بهمن دلیل دزاکس به آن می گویند ..در این اسید نوعی قند وجود دارد که به آن ریبوز می گویند ..ترکیب شیمیایی اش از کربن و اکسیژن و نیتروژن و فسفر است DAN در هسته سلول قرار دارد ..شکل ظاهرش درست مثل دو رشته کمربند می ماند که از درازا بهم پیچیده شده اند می شود آنها را از هم باز کرد ..هر کدام از این رشته ها که جدار داخلیش را یک لایه اسید فسفریک پوشانده است هر کدامشان دارای میلیونها ملکول باز هستند که این بازها 4 نوع بیشتر نیستند ..سیتوزین . آگونین.تیمین.و آدنین ...پیوند این دو رشته از طریق این باز هاست اینکه کدام باز از این یکی با کدام باز از آن یکی پیوند بر قرار کند خصوصیات ظاهری افراد را تشکیل می دهد .. سلولهای هر گروه حیوانی یا گیاهی دارای تعداد معینی از این DAN هاست ..مثلا سلول انسان دارای 23 ملکول DAN هست ..سلول موش 12 ملکول دارد و سلول نخود 7 تا از اینها دارد حالا یک نوع دیگر از اسید های هسته یی بنام RNA ریبونوکلئیک..که هم در هسته وجود دارد و هم در سیتوپلاسم..شکل هم در مثل یک رشته کمر بند می ماند با همان عناصر که در DAN وجود دارد فقط با این تفاوت که دگر از نظر وجود اکسیژن در درون ترکیبات شیمیایی اش هم کامل است ..یعنی مثل DAN نیست که یک اکسیژن کم داشته باشد..برای همین است که به آن دزاکسی نمی گویند ..چندین سال پیش کتابی منتشر شد که در زیر نویس یکی از صفحات آن نوشته بود که این اسید DAN در سال 1972 در یک آزمایشگاه شیمی در کالیفرنیا مصنوعا ساخته شده است ولی بعدها علوم پزشکی زیست شناسی و شیمی چنین مساله ای را تایید نکردند..چنین موضوعی در صورت صحت می توانست به سادگی بطالت افسانه آفرینش را نشان دهد.
گفتیم DAN در سیتوپلاسم سلول وجود دارد ..در آنجا این اسید با آنزیمهایی که در سیتوپلاسم قرار دارند ترکیب می شود و انواع هورمونهای بدن را ایجاد می کند ..این هورمونها سپس خود در زایش آنزیمها نقش دارند مجموعا پروتئین ها آنزیمها و این اسیدهای هسته یی در سوخت و ساز سلول رشد نمو آن تقسیمات سلولی تکثیر آنها تشکیل موجودات پر سلولی از تک سلولی دخالت مستقیم دارند.. اصلا نیروی زیستی یا نیروی حیات مجموعه یی از کنشهای شیمیایی و ارتباطات بی وقفه و آهنگین همین اجزاء درونی یاخته یا سلول است ..البته این کنشها و تحرکات نیاز به انرژی بسیار زیادی دارد که آن را هم خورشید تامین می کند ..یعنی تبدیل انرژی حرارتی به انرژی جنبشی و حرکتی. این خطوط کلی و بسیار عمومی بدن بود از ایجاد ماده جاندار از ماده بیجان در دریاها ..بعد از اینکه طبق بررسیهایی دقیق دانشمندان زیست شناس این فرایند پیچیده در آبها انجام گرفت و موجودات پر سلولی بوجود آمد برخی از آنها آرام آرام طی گذر زمان وارد خشکی می شوند و یا تخم هایی که در آب گذاشته بودند در اثر امواج و جذر و مد به خشکی می افتند و در آنجا از تخم بیرون می آیند ..خیلی از آنها می میرند و خیلی از آنها هم از پس وضعیت جدید بر می آیند و می توانند کمابیش به زندگیشان ادامه بدهند ولی آنها در عین اینکه می توانند در خشکی زندگی کنند هنوز اندام داخلی شان بطور کامل از اندام داخلی اجدادشان که آبزی بودند تفکیک نشده است ..اینها دو زیستیان را تشکیل می دهند..برخی از این دوزیستیان که به خشکی راه پیدا کرده بودند در اثر دور شدن از میحط دریا و قرار گرفتن در وضع آب و هوای جدید مجبور بودند با میحط جدید سازگاری نشان دهند..آنها دیگر تخم گذاریشان و تولید مثل شان در درون آبها نبود.این کار در خشکی انجام می شد آنها مجبور بودند در خشکی بخزند ..وضعیت جدید و گذشت میلیونها سال باعث شد که فقط موجوداتی باقی بمانند و به زندگی ادامه بدهند که اندامشان به ضرورت زنده ماندن پاسخ داد برخی رشد کردند و اندام جدید از جمله دست و پا در آوردند همین ضرورت باعث شد که برخی دیگر از آنها که با بالهای آبی خودشان که به خشکی آمده بودند و در خشکی به کمک این بالها به کندی و لنگ لنگان راه می رفتند برای فرار از دست دشمن و تغذیه خود مجبور بودند سریعتر راه رفته و حتی از بالهایشان برای پرش های کوتاه استفاده کنند..ضرورت زنده ماندن انتخاب طبیعی و تنازع بقاء طی میلیونها سال بال آنها را به بال پرواز تبدیل کرد و اندامهای متناسب پرواز ایجاد شد پرهای اصلی پرواز به استخوانهای انتهای دست پرنده بوسیله رشته یی از بافت متصل شد و از آنجا که بدن پرنده باید به اندازه کافی سبک و نیرومند باشد استخوانهای بزرگش تو خالی شد کیسه های هوا در اندامش ایجاد شد و عضلات قوی بدست آورد. برخی دیگر از دوزیستان که دست و پا در آورده بودند به حیوانات دیگری تبدیل شدند ..در عین حال تغییرات جوی عظیمی در این دوران بوقوع پیوست ..یخبندانهای بسیار طولانی و عمیقی پدید آمد..بسیاری از موجودات از جمله دایناسورها از بین رفتند و موجودات دیگری توانستند تکامل پیدا کرده وشکل عوض کنند شاخه یی از حیوانات در روند تکامل طبیعی به میمونها تغییر یافتند ..انواع بسیار متنوعی از میمونها آرام آرام شکل گرفتند..شاخه یی از این میمونها که فاقد دم بودند از شاخه های دیگر جدا شدند..این شاخه استرالوپیته کوس نام داشت ..دیرین شناسی که به کمک زیست شناسی آمده بود توانست بقایای جسد این حیوان را در افریقای جنوبی بدست آورد ..این میمون 12 میلیون سال پیش زندگی می کرده است ..دیرین شناسان معتقدند که انسان از اعقاب این میمون است. نسل استرلوپیته کوس اکنون دیگر منقرض شده و فرزندانش به چند تیره تقسیم شده اند که یکی از این تیره ها نیاکان انسان است. استرالوپیته کوس روی دوپا راه می رفته در نتیجه دستهایش آزاد شده بود است. آزادی دستها به قول رادی شیچف دانشمند قرن هجده روسیه راهنمای عقل و منطق شد این میمون برای دفاع از خود می توانست سنگ و چوب در دستهایش بگیرد 11 میلیون سال گذشت تا این میمون با ورزیده شدن دستهایش مغزش انکشاف پیدا کرد و به میمون انسان پیته کانتروپوس تبدیل شد این میمون ابزار ساز بود وسائل ساده می ساخت .سنگها را تیز می کرد و بوسیله آن ریشه درختان را در می آورد و کرمینه هایش را می خورد ..بعدها چاقوی سنگی و ابزار شکار و ماهیگیری ساخت ..ابزار سازی گامی تعیین کننده در جهت تکامل انسان بود دست ابزار ساز طی چند هزار سال از طریق توارث منتقل شد و تواناتر گردید و عضلات متناسب ایجاد کرد انسان سینانتروپوس پدید آمد.
دست این انسان نه تنها ابزار کار شد بلکه بقول انگلس محصول کار هم شد اما این تنها دست نبود که تکامل یافت ..دست فقط یک عضو از کل ارگانیسم بود متناسب تکامل دست همه اندامها تکامل پیدا کرد دستگاه صوتی شکل گرفت در دستگاه عصبی تفییرات بغرنجی ایجاد شد مغز رشد کرد و سپس 100 هزار سال پیش انسان نئاندرتال پابه عرصه وجود گذاشت دستهای این انسان مهارت کسب کرد و کار های نو آفرید ..آتش بوسیله این انسان که عمدتا در غارها بطور اجتماعی زندگی می کرده کشف شد ..این دوره از نظر زمین شناسی به دوره پارینه سنگی میانه مشهور است. این دوره که 60 هزار سال طول کشید برای بحث ما حائز اهمیت است نئاندرتال ها با تکامل خود به انسانهای اندیشه ورز هوموساپ ینس یعنی همین انسان هایی که امروزه موجودند تبدیل شد.همانظور که گقته شد نئاندرتال ها در غارها زندگی می کردند ..دوران طولانی یخبندان آنها را به غار کشانده بود آنها به دلیل وجود سرما و برای گرم کردن خودشان از پوست حیوانات استفاده می کردند برای این کار مجبور بودند با حیوانات متعدی در گیر شودند ..تکامل ابزار آنها را چنان قوی کرده بود که دیگر می توانستند در مقابل حیوانات وحشی و درنده از خود دفاع کنند و به این وسیله برای خود پوشاک و غذا تهیه کنند..آنها طرز روشن کردن آتش را هم یاد گرفته بودند و می توانستند غذایشان را روی آتش درست کنند.این انسان هیچگاه انفرادی زندگی نمی کرد ..زندگی اشتراکی را از اجداد خود به ارث برده بود..و همین امر باعث شده بود که به اقوام و قبیله خویش دلبستگی پیدا کند روابط جنسی در بین آنها از آن حالت همگانی پیشین کم کم خارج شد و ممنوعیت هایی بر این روابط بوجود آمد. مثلا رابطه جنسی بین مادر و پسر از بین رفت..این ممنوعیت باعث پیدایش جماعت خونی خانوادگی شد ..قبیله پدید آمد ..زندگی اجتماعی آنها موجب پیدایش عقاید و باور های باعث پیدایش عقاید و باور های قبیله یی و انتقال این عقاید به نسلهای بعد شد.. متقابلا عقاید و باورهای هماهنگ وابستگی بیشتری بین افراد هر قبیله بوجود آورد ..در این اجتماعات فرد تابع قبیله بود و باورها و عقاید مشترک عامل وابستگی افراد به یکدیگر شده بود.
نئاندرتال ها وقتی یکی از اقوامشان می مرد برای رفع ناراحتی و ادای احترام او را با تشریفات خاصی به خاک می سپردند ..مثلا در غاری در شمال عراق بنام شنیدار جسد انسانی یافت شده که روی بستری از گل که رویش سنگهای ریزی که بطور مرتب چیده شده بود دفن شده بود ..یا در تاجیکستان فسیل جسد طفلی پیدا شده که با 5 جفت شاخ بز کوهی که به شکل دایره در اطراف جسد گذاشته شده بود زینت شده بود. یا در غار دیگری باستان شناس ها یک جمجمه یی از این دوران را پیدا کردند که دور و برش پر از سنگهای زینتی ریز و کوچکی چیده شده بود و هدایایی هم در مجاورت جسد قرار داشت. اینها همه حکایت از یک نوع افکار مذهبی در آن دوران می کند ..اینکه این افکار چگونه شکل گرفت و گسترش پیدا کرد پایه های مادی چندی دارد که موضوع بحث مان است. درست است که مغز بشر در این دوران نسبت به دورانهای پیشین تکامل چشمگیری داشت ولی انسان هنوز از تبیین حوادث و اتفاقات طبیعی عاجز بود ..این انسان هنوز همچنان مقهور مطلق طبیعت بود ..شرایط مادی حیات انسان ها در آن دوران به همراه نا آگاهی ترس و وحشت و نیاز از مهم ترین عوامل اولیه پیدایش نیروهای برتر و مافوق انسانی در ذهنیت انسان نئاندرتال بود ..قبل از اینکه خدا در ذهن انسان بعدی یعنی هموساپ ینس شکل بگیرد ،در ذهن نئاندرتال مقدماتش فراهم شد..این انسان از آنچه نمی شناخته هراس داشته و همین هراس و وحشت باعث ایجاد احترام و ستایش آن شیء ناشناخته می شده است او در اولین مراحل زندگیش با طبیعت بر خورد می کند ..به طللوع و غروب آفتاب نگاه می کند باد و باران را می بیند شب و روز، سرما و گرما ،رعد و برق، بیماری و مرگ، او را به اندیشه وامیدارد..سیل و زلزله، طغیان رودخانه ها، ریزش کوهها و بسته شدن دهانه غارها، تاریکی شب صدای حیوانات وحشی، دریده شدن بوسیله آنها، ریزش بهمن های سنگین و هزاران مصائب کوچک و برزگ طبیعی دیگر او را به وحشت می اندازد. احساس عجز و ناتوانی می کند احساس بی پناهی می کند ..در نتیجه در صدد بر می اید که راهی را برای حفاظت خویش پیدا کند...او می خواهد منبع و منشاء هر یک از این پدیده ها را کشف کند و با آن ارتباط برقرار کند و نظر مساعدش را جلب نماید تا در مواقع لزوم و در مقابل حمله سایر عوامل از آن حمایت و محافظت بطلبد.این انسان همانطور که برای رفع مایحتاج خویش به توسعه ابزار تولید و تکمیل وسائل کار دست میزند و فعالیت می کند در باب افسانه پردازی هم به فعالیت دهنی دست میزند. دانسته های خود را پیچ و تاب می دهد و آنقدر اینکار را می کند تا اینکه تخیلاتش برای افسانه سازی میدان وسیعی پیدا می کند و آنقدر در این میدان می تازد که مثل کرم ابریشم در درون افکار واهی تنیده شده خود اسیر و گرفتار می شود ..ابداعات و افسانه های اختراعیش ارباب و فرمانروای ذهنش می شود و خودش را مغلوب ذهنش می کند ..روح پرستی اولین اعتقادیست که این انسان به خود می گیرد .او از آنجا نمی تواند پدیده های پیرامون خود را تبیین علمی کند تخیلش را بکار می اندازد. مثلا وقتی که صدای زوزه باد در غار می پیچد تصور می کند که اینها ارواح اشیاء جاندار و بی جانی هستند که در سراسر غار یا در حول و حوش زندگی آنها قرار دارد ..آنها در این دوره تصور می کردند که وقتی انسانی یا حیوانی می میرد ..روحش از بدن جدا شده و در این دنیا سر گردان باقی می ماند..تصور می کردند که این ارواح دارای احساسات و عواطف و اراده هستند..بنابراین باید با آنها طوری رفتار کرد که موجبات ناراحتی خاطر آنها فراهم نشود تا آنها متقابلا به انسان احترام بگذارند و در مواقع لزوم کمکش کنند..در نتیجه برای رضایت خاطر آنها شعائر خاصی انجام می دادند هدایایی تقدیم می کردند. زمانی که کسی می مرد اشیاء قیمتی و حتی خوراکی در جوار جسم او تدفین می کردند روح پرستی مدرن امروز دقیقا ادامه روح پرستی انسانهای نئاندرتال آن روز است. برگزاری مراسم تدفین عزاداری روزهای بعد از مرگ مراسم شب هفت غذا خوردن و غذا دادن به دیگران در جوار قبر متوفی اگر چه حاکی از احساسات محبت آمیز نسبت به اقوام و وابستگان متوفی است ولی ریشه در اعتقادات بشر اولیه دارد. اعتقاد به روح نزد انسان اولیه و تاثیر ارواح بر حیات اقتصاد باز ماندگان باعث بروز قشری در احتماع آن روز شد که مدعی بود می تواند با ارواح رابطه بر قرار کند و آنها را تحت اختیار خویش بگیرد و از طریق اراده آنها می تواند بیماران را شفا داده و ارواح خبیثه را از جسم بیمار دور کند...این قشر که در دوران هوموساپ ینس یا انسان اندیشه ورز به بلوغ خود رسیده بود جادوگران و ساحران نام گرفتند..اینها از احترام بسیاری برخوردار بودند و دستور اتشان در همه زمینه ها بدون چون و چرا اطاعت می شد دستورات این ها حتی به عرصه اقتصادی و کاشت و بر داشت محصول هم تسری پیدا کرده بود. حضور این ساحران در مواقع چیدن میوه یا زائیدن حیوانات اهلی امری ضروری بود و توام با مناسک خاصی بود ..آنها ابتدا باید در این مراسم اوراد خاصی را می خواندند تا ارواح خبیثه از خراب کردن میوه ها یا اذیت و آزار موالید ممانعت بشوند.. انجام این فعالیتها باعث میشد که ساحران و جادوگران از محصولات سهم جداگانه یی داشته باشند و هدایایی در یافت کنند. این ساحران و جادوگران بعدها در گذر زمان به کشیشان و راهبان و امامان و پیغمبران تبدیل شدند و در این رابطه معابدی هم ساخته شد که هدایا و قربانی ها طی مراسمی در این اماکن تقدیم بشود.یکی دیگر از اعتقادات بشر اولیه پرستش مظاهر طبیعت است بشر در طول تاریخ حیات خود تا به امروز هر چیزی را که در زمین و آسمان بوده پرسیده و برای هر کدام از آنها قدرتی مافوق خودش قائل شده. سنگ پرستی از متداول ترین نوع طبیعت پرستی بوده شهاب های آسمانی احجار عظیم الجثه و یاکوچک مثل حجرالاسود احجار تراشیده به صورتهای گوناگون حیوان پرستی از قبیل ببر و گرگ و مار و شغال و انواع دیگر حیوانات و گاو پرستی بعنوان الهه باروری و حاصلخیزی آفتاب ماه ستارگان رعد برق دریا باد و باران و آتش همگی روزگاری عنوان خدایی داشتند. یکی دیگر از اعتقادات بشر اولیه توتم پرستی بوده ..این عقیده به نوبه خود منشعب از طبیعت پرستی است و بر این اساس استوار بود که هر قبیله یکی از جانداران نباتات یا هر شیء محسوس دیگری را بعنوان پدر بوجود آورنده قبیله می پذیرفت و آن را پرستش می کرد. افراد قبیله معتقد بودند که توتم مدافع آنها در برابر خطرات است هر قبیله توتم خودش را خجسته می دانست و تنها آن را می پرستید..توتم هر قبیله یی یک جور بود توتم ها نقشها یاکنده کاریهای روی دیوار غارها بود که دارای اشکال عجیب بود. مثلا پیکری از انسان با 4 دست که دارای سری مثل سر شغال است ...یا مثلا باستان شناسان در غار سه برادران در جنوب فرانسه تصویری از دوران پارینه سنگی میانه پیدا کرده اند که پیکر یک انسان را نشان می دهد که دارای سری مانند بز کوهی شاخدار و چشمانی دارد شبیه چشمان جغد و پنجه های دستش درست مثل خرس است و یک دم هم دارد مثل دم اسب. انسانهای اولیه آنجا این توتم را که مظهر زندگی آن قبیله بود می پرستیدند و از آن می خواستند که در مواقع خطر به آنها کمک کند توتمیسم در همه قبیله ها چه در دوران انسان های نئاندرتال چه در دوران هوموساپ ینس وجود داشته است.
امروز هم این مظاهر بشکل مدرن وجود دارد پرچم کشورها یکی از همین توتم هاست ..پرچم مظهر حضور و اداره یک کشور است در مراسم خاصی بالا و پائین برده می شود بوسیده می شود انسان های زیادی دور آن با لباس ها و اشکال خاصی ساعت ها می ایستند تا این پارچه در زمان پیروزی به احتزاز در آید و یا در زمان خاص دیگری نیمه افراشته شود ..یا مثلا مجسمه عقاب آلمان یک توتم است. یکی دیگر از اعتقادات انسان اولیه هوموساپ ینس دوران نوسنگی اعتقاد به خدایان متعدد بود این اعتقاد در ادامه اعتقاد به توتمیسم و فتیشیزم بود فتیشیزم احترام فوق تصوری بود که انسان اولیه برای سحر و جادو قائل بود کف بینان و فالگیران امروزه فتیشتهای آن روزند. ترس و ناآگاهی و نیاز بشر در این دوره خالق خدایان شد ..در ابتدا همه خدایان از جنبش ماده بودند و نوس ایشتر آروتمیس سی بل میترا و غیره و این نشانگر آن است که زن در اجتماع آن روز از احترام فوق العاده یی بر خوردار بوده است..بعدها خدایان دیگری بوجود آمدند ..بوجود آمدن و میزان اقتدار آن رابطه مستقیمی با نظام تولید و ویژگی های محیط و شیوه زندگی انسان هایی داشته که در ان محیط زندگی می کرده اند..
مثلا در یونان باستان از 12 خدا شش تای آن مرد و شش تای دیگر زن بودند ..از مشهور ترین خدایان یونان می شود از -زنوس-خدای خدایان-نام برد بهمراه -پوزئیدون-خدای دریاها -هرمس - خدای تجارت --آپولون --خدای هنر--آتنا-خدای عقل وخرد--ارتمیس الهه شکار--افرودیت الهه زیبایی همین خدایان در روم باستان نامهای دیگری داشتند از جمله ----ژوپیتر نپتون --مرکور --آپولون مینروا--دیانا--ونوس---و غیره.
در بین النهرین هم قضیه از این قرار بود که هر شهر یک معبد برای خود داشت ..بزرگترین معبد بنام زیگورات بود که در آن بزرگترین خدای بین النهرین قرار داشت...مردم به این خدا غذا لباس و هدیه می دادند ..تنها افراد بخصوص اجازه ورود به اتاق مقدس را داشتند. ورود به آنجا تابو محسوب میشد معبد علاوه بر پرستشگاه محل تجارت هم بود . محلی هم داشت برای قربانی کردن، محلی برای تعلیم و تربیت مذهبی و آموزش اطفال تنها روحانیون و جادوگران بودند که قشر روشنفکر محسوب می شدند همه امور در دست اینان بود اینها از طریق غیبگویی و دعانویسی و سحر و افسون ثروت هنگفتی بدست آورده بودند و قصرهای مجللی داشتند. شکوفایی اقتصادی اینها بستگی بسیار زیادی به اوضاع جوی داشت ..اینها برای نزول باران و پایان یافتن خشکی مردم را عادت داده بودند که دست به دعا بزنند و ورد و جادو بخوانند در هر شهری یک یا چند عنصر از عناصر طبیعت را به عنوان خدا برگزیده بودند و معتقد بودند که آنها مردم را از مصائب طبیعی نجات می دهند.
مورخین تا 4000 خدا در بین النهرین را ثبت کرده اند مردم عادی می بایستی برای حضور در بارگاه خدای سنگی صدقات و نذورات زیادی به خدام خدا می دادند تا آنها را به پیشگاه خدا معرفی کنند ...از خدایان سومریها در بین النهرین خدایان زیر را می شود نام برد.
شمس = خدای آفتاب،/ ال = خدای خدایان،/ و ان لیل = خدای زیر زمین
از خدایان مصر هم می شود از آمون بصورت قوچ و فمیس و ماده شیر و آپیس و گاونر را نام برد.
انسانهای باستان همچون انسانهای اولیه معتقد بودند که خدایان پس از مرگ روزی دوباره ظهور خواهند کرد...بعدها این خدایان به تک خدایی تبدیل شدند که قدرت مرموز و فوق العاده یی داشتند صرف نظر از شخصیت های مجهول الهویه یی مثل نوح، موسی و ابراهیم و یعقوب و غیره . در 14 قرن قبل از میلاد فرعونی وجود داشتبنام امنوفیس که برای اولین بار طرح خدای یگانه را ریخت بنام آتون و خودش را آخن آتون نامید یعنی مورد پسند آتون..او معبدی برای پرستش آتون ساخت و سپس مساله دنیای پس از مرگ را مطرح کرد. مصریان معتقد بودند که روح پس از مرگ نزد خدا باز می گردد و جسمش از طرف پرنده یی که سری چون سر انسان دارد به نام بع بر روی جسد پرواز می کند. این خدای جدید دارای خصوصیاتی بود که دیگر خدایان از آن محروم بودند..این خدا در هیچ هیاتی قابل رویت نیست صدایی از آن شنیده نمی شود نمی توان لمسش کرد با حواس پنجگانه قابل درک نیست،تنها باید به او ایمان داشت ..و این خدا محصول شعور جمعی انسانهای آن دوران است ..تمام خصوصیاتش خصوصیات مردم آن عصر است... اعراب آن روزگار همانند یهودیان تمام صفات خود را به خدا منتقل میکردند ..از آنجا که ایشان به دلیل شیوه خاص مناسبات تولیدی حاکم وضعیت جغرافیایی ویژه دارای فرهنگی کینه ورز و انتقامجو بودند این ویژگی را عینا به خدایشان منتقل کردند. سرانجام از آنها انتقام گرفتیم و آنها را در دریا غرق کردیم...اعراف 136 و از آنها انتقام گرفتیم پس ببین چگونه بود عاقبت دروغگویان ---زخرف 14 همانا انتقام گیرنده هستیم ..دخان 16. یکی دیگر از ویژگی های ساکنین آن مناطق در آن زمان مستبد بودنشان بود همین ویژگی عینا در خدایشان هم هست. هر کار که اراده اوست انجام میدهد بقره 255-،هر که را بخواهد عذاب میدهد و هر که را بخواند می آمرزد ---آل عمران 125.-خدای تو هر چه بخواهد می کند هود. از آنجا که ساکنین آن مناطق در آن زمان به دلایل اجتماعی و جغرافیایی از بسیاری از مواهب طبیعی محروم بودند این امر باعث بروز نیاز هایی در ایشان گردید که خود را به شکل آرزو نمایان ساخت ...داشتن زن زیبا شراب و زندگی در باغی سرسبز بنابراین خدایی ساخت که تمام این آرزوها را اجابت کند. بهشتیان در زیر درختان بی خار درختان در هم پیجیده با سایه های بلند و کشیده در کنار جویبار های روان می نشینند ---واقعه 3-20 - و نهرهایی از آب شیر عسل مصفا و جویهایی از می که مایه لذت نوشندگان است محمد 15 و ساقیان زیبای حور و غلمان باجامهای سیمین و کوزه های بلورین بر آنان دور زنند و شرابی گرم به آنان بنوشانند سوره انسان 15--17 از دیگر خصوصیات انسانی خدای ادیان سامی می توان موارد زیر را نام برد. قهار متکبر جبار مکار رحیم رحمان بخشنده مهربان یاری دهنده انتقام کشنده عذاب دهند واگر زمانی سه عامل نا آگاهی ترس و نیاز موجب پیدایش خدا در ذهن انسانهای اولیه بود امروز دیگر این سه فاکتور نقش اساسی را در پابر جایی خدا در ذهن مردم بازی نمی کند آنچه که امروزه به این سه عامل افزوده شده است و نقش اصلی را ایفا می کند سود جامعه سرمایه داری از وجود خداست.
جامعه سرمایه داری به انحاء مختلف کوشش می کند شعله این توهم را در ذهن جامعه روشن نگه دارد تا بتواند به این وسیله سدی در مقابل تحرکات مردم را بر علیه مناسبات خویش بسازد ..ذهنیت خدا جو همیشه سلاحی در دست طبقه حاکم اجتماعی بوده و امروزه هم حربه یی است که بهترین کاربرد را در جهت تفرقه اندازی بین طبقات فرو دست جوامع دارد یکی از راههای مقابله با مناسبات سرمایه داری افشای چهره بی چهره خداست و نشان دادن این واقعیت که
۱۳۸۹ آبان ۸, شنبه
۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه
۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه
متن كامل قرارداد تركمانچاي
عهدنامه ترکمانچای، کجایند بزرگمردان مردمی که بر بازپسگیری بخشی از خاک ایران امضایی نو زنند !!!
پاك بود اولياي دولتين عليتين تجديد عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و كوشش هاي منصفانه در دفع و عهدنامه ترکمانچاي که طبق آن آذربايجان شمالي يا ايران شمالي رو به روسيه دادند. از طرفی عربها که خودشونو مالک جزاير و خليج ما مي دونن از اون طرف چيزي که حق ماست را نمي تونيم بر گردونيم.
الحمدالله الوافي و الكافي بعد از انعقاد عهدنامه مباركه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتين عليتين و ظهور آداب كمال مهرباني و يكجهتي حضرتين بهيٌتين به مقتضاي حركات آسماني برخي تجاوزات ناگهاني از جانب سر حد داران طرفين به ظهور رسيده كه موجب سنوح غوايل عظيمه شد و از آن جا كه مرآت ضماير پادشاهانه جانبين از غبار اين گونه مخاطراترفع غايله اتفاقيه به ظهور رسانيده عهدنامه مباركه جديد به مباني و اصولي كه در طي فصول مرقومه مذكور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وكلاي دولتين عليتين و در ماه شوال در سال هزار و دويست و چهل و نه هجري به امضاي همايون شرف استقرار و استحكام پذيرفت. بر اولياي دولتين لازم است كه از اين پس در تحصيل موجبات مزيد دوستي و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحكام و استقرار معاهده مباركه را به مراودات دوستانه متزايد خواهند و اگر در معدات تكميل امور دوستي قصوري بينند به امضاي خواهشهاي منصفانه تدارك آن را لازم بشمارند و دقيقه از دقايق دوستي را مهمل و متروك نگذارند.
اينم متن معاهده ننگين ترکمانچاي :
......................
متن كامل قرارداد تركمانچاي هو الله
ديباچه عهدنامه ايران و روس
بسم الله الرحمن الرحیم
چون اعليحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اكرم شوكت دستگاه، مالك بالاستحقاق كل ممالك روسيه و اعليحضرت كيوان رفعت خورشيد رايت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالك ايران، چون هر دو علي السويه اراده و تمناي صادقانه دارند كه به نوايب و مكاره جنگي كه بالكليه منافي رأي والاي ايشان است نهايتي بگذارند و سنتهاي قديم حسن مجاورت و مودت را ما بين اين دو دولت بواسطه صلحي كه متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتيه را دور كنند در بناي مستحكم استقرار دهند، لهذا براي تقديم اين كار خجسته آثار اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه جناب ژان پاسكويچ، جنرال آنفاندري، سردار عسكر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملكيه گرجستان و ولايات قفقاز و حاجي ترخان، مدير سفاين حربيه بحر خزر، صاحب حمايلات الكسندر نويسكي مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولاديمير مقدس مرتبه اول و گيورگي مقدس مرتبه دويم و صاحب دو شمشير افتخار يكي طلا موسوم«براي شجاعت» و ديگري مرصع به الماس و صاحب حمايلات دول خارجه مرتبه اولين عقاب سرخ پيكر پروسيه، هلال دولت عثماني و نشان هاي ديگر و جناب «الكسندر اوبرو سكوف» صاحب حمايلات مقدسه ثالث ولاديمير، مرتبه ثاني سن استانيسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بيت، و از طرف اعليحضرت قويشوكت پادشاه ممالك ايران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس ميرزا را وكلاي مختار خود تعيين كردند و ايشان بعد از آن كه در تركمنچاي مجتمع شدند و اختيار نامه خود را مبادله كرده و موافق قاعده و شايسته ديدند، فصول آتيه را تعيين و قرارداد كردند:
فصل اول- بعد اليوم ما بين اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه و اعليحضرت پادشاه ممالك ايران و وليعهدان و اخلاف و ممالك و رعاياي ايشان مصالحه و مودت و وفاق كاملي إلي يوم الأبد واقع خواهد بود.
فصل دويم- چون جدال و نزاعي كه فيما بين عهد كنندگان رفيع الاركان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گرديد، عهود و شروطي را كه بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ايشان لازم بود موقوف و متروك مي دارد، لهذا اعليحضرت كل ممالك روسيه و اعليحضرت پادشاه ممالك ايران چنين لايق ديدند كه به جاي عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه ديگر به اين شروط و عهود و قيود قرار دهند كه ما بين دو دولت روس و ايران بيشتر از پيشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتيه صلح و مودت گردد.
فصل سيم- اعليحضرت پادشاه ممالك ايران از جانب خود و از جانب وليعهدان و جانشينان به دولت روسيه واگذار مي كند تمامي الكاي نخجوان و ايروان را - خواه اين طرف روس باشد يا آن طرف. و نظر به تفويض، اعليحضرت ممالك ايران تعهد مي كند كه بعد از امضاء اين عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره اين دو دولت مذكوره باشد به تصرف امراي روسيه بدهند.
فصل چهارم- دولتين عليتين معاهدتين عهد و پيمان مي كنند كه براي سر حد فيما بين دو مملكت بدين موجب سر حد وضع نمايند:از نقطه سر حد ممالك عثماني كه از خط مستقيم به قله كوه آغري كوچك أقرب است. ابتدا كرده، اين خط تا به قله آن كوه كشيده مي شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوي پايين كه از سراشيب جنوبي آغري كوچك جاريست فرود آمده، به متابعت مجراي اين رودخانه تا به التقاي آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد مي شود. چون اين خط به آن جا رسيد به متابعت مجراي ارس تا به قلعه عباس آباد مي آيد و در تعميرات و ابنيه خارجه آن كه در كنار راست ارس واقع است نصف قطري بقدر نيم آغاج كه عبارت از سه ورس و نيم روسي است رسم مي شود و اين نصف قطر در همه اطراف امتداد مي يابد. همه اراضي و عرصه كه در اين نصف قطر محاط و محدود مي شود بالانفراد متعلق به روسيه خواهد داشت و از تاريخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستي كامل معين و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جايي كه طرف شرقي اين نصف قطر متصل به ارس مي شود خط سر حد شروع و متابعت مجراي ارس مي كند تا به مسير يدي بلوك و از آن جا از خاك ايران به طول مجراي ارس امتداد مي يابد با فاصله و مسافت سه آغاج كه عبارتست از بيست و يك ورس روسي.
بعد از وصول به اين نقطه خط سر حد به استقامت از صحراي مغان مي گذرد تا به مجراي رودخانه موسومه بالهارود به محلي كه در سه فرسخي واقع است كه عبارتست از بيست و يك ورس روسي پايين تر از ملتقاي دو رودخانه كوچك موسوم به آدينه بازار و ساري قميش و از آن جا اين خط به كنار چپ بالهارود تا به ملتقاي رودخانه هاي مذكور آدينه بازار و ساري قميش صعود كرده به طول كنار راست رودخانه آدينه بازار شرقي تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندي هاي جگير امتداد مي يابد، به نوعي كه جمله آبهايي كه جاري به بحر خزر مي شوند متعلق به روسيه خواهد بود و همه آبهايي كه سراشيب و مجراي آنها به جانب ايران است تعلق به ايران خواهد داشت.
و چون سر حد دو مملكت اين جا بواسطه قلل جبال تعيين مي يابد، لهذا قرار داده شد كه پشته هايي كه از اين كوهها به سمت بحر خزر است به روسيه و طرف ديگر آنها به ايران متعلق باشد. از قله هاي بلندي هاي جگير خط سر حد تا به قله كمر قويي به متابعت كوههايي مي رود كه طالش را از محال ارشق منفصل مي كند. چون قلل جبال از جانبين مجراي مياه را مي دهند، لهذا در اين جا نيز خط سر حد را همان قسم تعيين مي كند كه در فوق در باب مسافت واقعه بين منبع و آدينه بازار و قلل جگير گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله كمر قويي به بلندي هاي كوههايي كه محال زوند را از محال ارشق فرق مي دهد متابعت مي كند تا به سر حد محال ولكيج همواره بر طبق همان ضابطه كه در باب مجراي مياه معين شد، محال زوند بغير از آن حصه كه در سمت مخالف قلل جبال مذكوره واقع است از اين قرار حصه روسيه خواهد بود. از ابتداي سر حد محال ولكيج خط سر حد ما بين دو دولت به قلل جبال كلوتوپي و سلسله كوههاي عظيم كه از ولكيج مي گذرد متابعت مي كند تا به منبع شمالي رودخانه موسوم به آستارا پيوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجراي مياه و از آن جا خط سرحد متابعت مجراي اين رودخانه خواهد كرد تا به ملتقاي دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را كه بعد از اين متصرفات روسيه و ايران را از هم فرق خواهد داد تكميل خواهد نمود.
فصل پنجم- اعليحضرت پادشاه ممالك ايران براي اثبات دوستي خالصانه كه نسبت به اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه دارد به اين فصل از خود و از عوض اخلاف و وليعهدان سرير سلطنت ايران تمامي الكا و اراضي و جزايري را كه در ميانه خط حدود معينه در فصل مذكوره فوق و قلل برف دار كوه قفقاز و درياي خزر است و كذا جميع قبايل را چه خيمه نشين چه خانه دار، كه از اهالي و ولايات مذكوره هستند واضحاً و علناً الي الابد مخصوص و متعلق به دولت روسيه مي داند.
فصل ششم- اعليحضرت پادشاه ممالك ايران به تلافي مصارف كثيره كه دولت روسيه را براي جنگ واقعه بين الدولتين اتفاق افتاده و همچنين به تلافي ضررها و خسارت هايي كه به همان جهت به رعاياي دولت روسيه رسيده تعهد مي كند كه بواسطه دادن مبلغي وجه نقد آنها را اصلاح نمايد و مبلغ اين وجه بين الدولتين به ده كرور تومان رايج قرارگرفت كه عبارت است از بيست ميليون مناط سفيد روسي، و چگونگي در موعد و رهاين فصول اين وجه در قرارداد علاحده كه همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت كه گويا لفظاً به لفظ در اين عهدنامه مصالحه حاليه مندرج است، معين خواهد شد.
فصل هفتم- چون اعليحضرت پادشاه ممالك ايران شايسته و لايق دانسته همان فرزند خود عباس ميرزا را وليعهد و وارث تخت فيروزي بخت خود تعيين نموده است، اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه براي اين كه از ميل هاي دوستانه و تمناي صادقانه خود كه در مزيد استحكام اين وليعهدي دارد به اعليحضرت پادشاهي شاهنشاه ممالك ايران برهاني واضح و شاهدي لايح بدهد، تعهد مي كند كه از اين روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس ميرزا را وليعهد و وارث برگزيده تاج و تخت ايران شناخته، از تاريخ جلوس به تخت شاهي، پادشاه بالاستحقاق اين مملكت مي داند.
فصل هشتم- سفاين تجارتي روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت كه به آزادي بر درياي خزر به طول سواحل آن سير كرده به كناره هاي آن فرود آيند و در حالت شكست كشتي در ايران اعانت و امداد خواهند يافت و همچنين كشتيهاي تجارتي ايران را استحقاق خواهد بود كه به قرار سابق در بحر خزر سير كرده، به سواحل روس آمد و شد نمايند و در آن سواحل در حال شكست كشتي به همان نسبت استعانت و امداد خواهند يافت. در باب سفاين حربيه كه علم هاي عسكريه روسيه دارند چون از قديم بالانفراد استحقاق داشتند كه در بحر خزر سير نمايند، لهذا همين حق مخصوص كما في السابق امروز به اطمينان به ايشان وارد مي شود، به نحوي كه غير از دولت روسيه هيچ دولت ديگر نمي تواند در بحر خزر كشتي جنگي داشته باشد.
فصل نهم- چون مكنون خاطر اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه و اعليحضرت پادشاه ممالك ايران است كه من كل الوجوه عهودي را كه به اين سعادت و ميمنت ما بين ايشان مقرر گشته مستحكم نمايند، لهذا قرارداد نمودند كه سفراء و وكلا و كارگزاراني كه از جانبين به دولتين عليتين تعيين مي شود- خواه براي انجام خدمت هاي اتفاقي يا براي اقامت دايمي - به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتين عليتين و بملاحظه مودتي كه باعث اتحاد ايشان گشته به عادت ولايت مورد اعزاز و احترام شوند و در اين باب دستور العملي مخصوص و تشريفاتي قرار خواهند كرد كه از طرفين مرعي و ملحوظ گردد.
فصل دهم- چون اعليحضرت امپراطور كل روسيه و اعليحضرت پادشاه ممالك ايران استقرار و افزايش روابط تجارت را ما بين دو دولت مانند يكي از نخستين فوايد ملاحظه كردند كه مي بايست از تجديد مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند كه تمامي اوضاع و احوال متعلقه به حمايت تجارت و امنيت تبعه دو دولت را به نوعي كه متضمن مرابطه كامله باشد معين و منتظم و در معاهده جداگانه اي كه به اين عهدنامه ملحق و ما بين وكلاي مختار جانبين مقرر و مانند جزو متمم او مرعي و ملحوظ ميشود مضبوط و محفوظ دارند.
اعليحضرت پادشاه ممالك ايران براي دولت روس كما في السابق اين اختيار را مرعي مي دارد كه در هر جا كه مصلحت دولت اقتضا كند كونسولها و حاميان تجارت تعيين نمايند و تعهد مي كند كه اين كونسولها و حاميان تجارت را كه هر يك زياده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ايشان مشمول حمايت و احترامات و امتيازات سازد و اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه از جانب خود وعده مي كند كه درباره كونسولها و حاميان تجارت اعليحضرت پادشاه ممالك ايران به همين وجه مساوات كامله مرعي دارد.
در حالتي كه از جانب دولت ايران نسبت به يكي از كونسولها و حاميان تجارت روسيه شكايتي محققه باشد، وكيل و يا كارگزار دولت روس كه در دربار اعليحضرت پادشاه ممالك ايران متوقف خواهد بود و اين حاميان و كونسولها بلاواسطه در تحت حكم او خواهد شد، او را از شغل خود بيدخل داشته به هر كه لايق داند اداره امور مزبور را بر سبيل عاديه رجوع خواهد كرد.
فصل يازدهم- همه امور و ادعا هاي تبعه طرفين كه به سبب جنگ به تأخير افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسيد و مطالباتي كه رعاياي دولتين جانبين از يكديگر يا از خزانه داشته باشند به تعجيل و تكميل وصول پذير خواهد شد.
فصل دوازدهم- دولتين عليتين معاهدتين بالاشتراك در منفعت تبعه جانبين قرارداد مي كنند كه براي آنهايي كه مابين خود به سياق واحد در دو جانب رود ارس املاك دارند موعدي سه ساله مقرر نمايند تا به آزادي در بيع يا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لكن اعليحضرت امپراطور كل روسيه از منفعت اين قرارداد در همه آن مقداري كه به او تعلق و واگذار مي شود، سردار سابق ايروان حسين خان و برادر او حسن خان و حاكم سابق نخجوان كريم خان را مستثني مي دارد.
فصل سيزدهم- همه اسيرهاي جنگي دولتين خواه در مدت جنگ آخر باشد يا قبل از آن و همچنين تبعه طرفين كه به اسيري افتاده باشند از هر ملت كه باشد همگي بغايت چهار ماه به آزادي مسترد و بعد از آنكه جيره و ساير تداركات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده مي شوند تا اينكه به دست مباشرين جانبين كه در آن جا مأمور گرفتن و تداركات فرستادن ايشان به ولايت خواهد بود تسليم شوند.
دولتين عليتين در باب همه اسيرهاي جنگ و تبعه روس و ايران كه به اسيري افتاده و به علت دوري مكان هايي كه در آن جا بوده اند يا به علت اوضاع و اسباب ديگر بعينه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را مي كنند و هر دو دولت ايٌ وقت كان اختيار بي حد و نهايت خواهند داشت كه آنها را مطالبه كنند و تعهد مي كنند كه هر وقت اسير خود به دولت عرض نمايد يا ايشان را مطالبه كنند از جانبين مسترد سازند.
فصل چهاردهم- دولتين عليتين معاهدتين جلاي وطن كنندگان و فراريان را كه قبل از جنگ يا در مدت آن به تحت اختيار جانبين گذاشته باشند مطالبه نمي كنند وليكن براي منع نتايج مضره جانبين كه از مكاتبات و علاقه خفيه بعضي از اين فراريان با هم ولايتيان يا اتباع قديم ايشان حاصل مي تواند شد، دولت ايران تعهد مي كند كه حضور و توقف اشخاصي را كه الحال يا بعد از اين باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود كه مابين ارس و خط رودخانه مرسوم به جهريق و دريا و حد ارومي و رودخانه مشهور به جيقتو و قزل اوزن تا التقاي آن به دريا واقع است رخصت مي دهد.
اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه از جانب خود همچنين وعده مي كند كه فراريان ايران را در ولايت قراباغ و نخجوان و كذالك در آن حصه ولايت ايروان كه در كنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سكني ندهد، ليكن معلوم است كه اين شرط مجري و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصي كه صاحب مناصب ملكيه يا مرتبه و شأن ديگر باشد، مانند خوانين و بيك ها و ملا هاي بزرگ كه صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مكاتبات خفيه ايشان درباره همولايتيان و اتباع و زير دستان قديم خود موجب يك نوع رسوخ و تأثير به افساد و اخلال تواند شد.
در خصوص رعاياي عامه مملكتين مابين دولتين قرارداده شده كه رعاياي جانبين كه از مملكتي به مملكت ديگر گذشته باشند، يا بعد از اين بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود كه در هر جايي كه آن دولت كه اين رعايا به تحت حكومت و اختيار او گذاشته باشند مناسب داند سكني و اقامت كنند.
فصل پانزدهم- اعليحضرت پادشاه ممالك ايران به اين حسن اراده كه آرام و آسايش را به ممالك خود باز آورد و موجبات مكاره را كه اكنون به سبب اين جنگ و خصومت بر اهالي مملكت روي آورده و به جهت انعقاد اين عهدنامه كه به فيروزي تمام سمت انجام مي پذيرد از ايشان دور كرده، همه رعايا و ارباب مناصب آذربايجان عفو كامل و شامل مرحمت مي فرمايند و هيچ يك از ايشان بدون استثناي مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهاي ايشان كه در مدت جنگ يا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسيه از ايشان ناشي شده نبايد معاقب شوند و آزار ببينند
...........................
عهدنامه ترکمن چای/ سال 1828 میلادی/ 1206 خورشیدی
بین فتحعلی شاه و نیکلای اول روسیه
قراردادی است که در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی /1296 خورشیدی/ و مطابق با 5 شعبان 1243 قمری پس ازپایان جنگهای دوره دوم دولت قاجاری فتحعلی شاه و روسیه تزاری در قفقاز جنوبی و آذربایجان امضاء شد.برای امضای این پیمان ازسوی فتحعلی شاه پادشاه ایران میرزاعبدالحسنخان و آصفالدوله واز سوی روسیهتزاری، ایوان پاسکویج فرمانده سپاه روس شرکت داشتند.طی این قرارداد ، قلمروهای باقی مانده ایران از معاهده گلستان در قفقاز شامل خانات ایروان ، مناطق تالش واردوباد و بخشی از مغان و شروان به روسیه واگذار شد. ایران حق کشتیرانی در دریای مازندران را از دستداد و ملزم به پرداخت 10 کرور طلا یا 20 میلیون روبل نقره به روسیه شد.و بر طبق این قرارداد روسیه قول داد از پادشاهی ولیعهد وقت عباس میرزا حمایت کند. روابط بازرگانی توسعهو استقرار گردد و اسیران مبادله و دعاوی اتبای دو دولت را که بواسطه پیش آمد جنگ ازهم گسیخته شده پساز استقرارصلح دنبال وبا عدالت بپایان خواهد رسید و دو نیروی بلند پایه متعاهد با موافقت کامل و بسود اتباعخود می پذیرند بکسانی ازیشان که املاک نامنقول در این سوی و در آن سوی ارس دارند، سه سال مهلت دهند
تا بتوانند آن ها را بفروشند و حسین خان سردار سابق ایروان و برادرش حسن خان و کریم خان حکمران پیشیننخجوان را از کامیابی از این قرار مستثنی می کند.....ترکمانچای حاصل جنگهای دوره دوم فتحعلی شاه با روسیه/ حق کاپیتولاسیون به روسهاپس از معاهده گلستان دوره دوم جنگهای دولت قاجاری فتحعلی شاه و روسیه آغاز شد.در این میان جنگ گنجه مهمتر ازهمه مینمود. عباس میرزا فرمانده سپاه ایران با حرکت به سوی گنجه دراینمنطقه سنگر گرفت. در این میان پاسکوویچ فرمانده سپاه روس نیز خود را به این منطقه رساند. عباس میرزابه دلیل برخی آشفتگیها که در سپاه خود میدید خواهان جنگ کردن نبود ، اما جنگ درگرفت و در پایان سپاهروس فاتح میدان شد.عباس میرزا ولیعهد سرانجام در ناحیه ترکمانچای خواست که جلوی سپاهیان پاسکوویچ روسی را بگیرد امادر آنجا نیز شکست خورد.پاسکوویچ روسی مغرور از فتح جنگ، برای سپاه عباس میرزا مدتی را تعیین کرد و گفت چنانچه تا پنج روزتکلیف صلح مشخص نشود با نیروهایش عازم پایتخت اعلیحضرت فتحعلی شاه خواهد شد.و عباس میرزا برای نجات سلطنت قاجارها تن به امضای عهدنامه ترکمانچای داد.
- واگذاری خانات ایروان و نخجوان به دولت روسیه و تخلیه تالش و مغان از سپاه ایران.
- پرداخت ده کرور تومان (پنج میلیون تومان) به طور اقساط از طرف ایران به روسیه به عنوان غرامت جنگ
عکسها از تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران با تألیف سعید نفیسی
پرداخت غرامت جنگی ترکمنچای در تبریز 1828 میلادی/1206 خورشیدی
- اجازه عبور و مرور آزاد به کشتیهای تجاری روسی در دریای مازندران
- رضایت به انعقاد یک عهدنامه تجاری بین ایران و روسیه و حق اعزام کنسول و نمایندگان تجاری به هر منطقهاز مناطق ایران که روسها لازم بدانند.
- حمایت روسیه از ولیعهدی عباس میرزا و کوشش در به سلطنت رساندن وی پس از مرگ شاه
- استرداد اسرای طرفین
- اعطای حق قضاوت کنسولی به اتباع روسیه .....
علاوه بر امضای معاهده ترکمانچای زیر فشار روسها یک عهد نامه تجاری نیز با آنان به امضاء رسید که تمامبازار ایران را بدون هیچ مانعی در اختیار روسها قرار میداد.
همچنین کلیه اتباع روسی بر اساس عهدنامه ترکمان چای از حق کاپیتولاسیون در ایران برخوردار شدند.
این عهدنامه در زمان فتحعلی شاه قاجار با میانجیگری دولت انگلستان منعقد شد.
۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه
مرضیه هم بدرود حیات گفت
با کمال تأسف و تأثر خبردر گذشت یکی از بزرگترین هنرمندان موسیقی و آواز معاصر ایران،بانوی بزرگوار مردمی و ارتجاع ستیز، مرضیه بزرگوار را در روز چهارشنبه بیست و یکم مهر ماه 1389 خورشیدی برابر با سیزدهم اکتبر 2010 میلادی دریافت کردم!به همین مناسبت بعنوان یک ایرانی وطن پرست فقدان چنین بانوی بزرگواری را به خانواده محترم ایشان و همه ملت ایران و همچنین خانواده مقاومت تسلیت عرض نموده وآرزوی طول عمر و صبر و مقاومت برای بازماندگان ایشان را دارم.روحش شاد و راهش پر رهرو باد!
راهپیمایی بزرگ یهودیان لهستان بسوی ایران برای پناهندگی
راهپیمایی بیش از 3000 مایلی یهودیان لهستان به طرف ایران برای پناهندگی!بیچاره ها با زمان کورش اشتباه گرفته بوده اند!
۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه
درخواست کتبی ازدواج
درخواست کتبی ازدواج یک دختر دانشجو و خیل عظیم پسران!
اگر کسی از شما آقایان آرزویی مانند من دارید، پایین ساختمان خوابگاه من بیایید و نام مرا با صدای بلند بین ساعت 12:30 تا 12:50 در 11 مارس فریاد بزنید.
"یانگ زنگ منگین" دانشجوی دختر دانشگاهی در چین به واسطه ی یادداشتش روی یک کاغذ بیشتر از آنچه که فکرش را می کرد در میان هم دانشکده هایش خواستگار پیدا کرد .
در 8 مارس 2010 که مصادف با روز زن در چین بود دانشگاه "علم و تکنولوژی الکترونیک" چین به تمام دختران دانشگاه یک تکه کاغذ سفید داد و از آنان خواست آرزویشان را روی آن بنویسند و روی "دیوار آرزو" ی دانشگاه بچسبانند تا همه آن را ببینند.
پیام "یانگ زنگ منگین"
"یانگ زنگ منگین" اینگونه روی کاغذ نوشت:
"اسم من "یانگ زنگ منگین" است دانشجوی سال اول دانشگاه و فکر می کنم که جذاب هستم .متاسفانه تا به حال نتوانستم شخص مناسبی را برای زندگیم پیدا کنم. اما به سرنوشت اعتقاد دارم. اگر کسی از شما آقایان آرزویی مانند من دارید، پایین ساختمان خوابگاه من بیایید و نام مرا با صدای بلند بین ساعت 12:30 تا 12:50 در 11 مارس فریاد بزنید. من پنهانی شما را نگاه خواهم کرد.اگر شما همانی بودید که من دنبالش هستم پایین می آیم و شما را ملاقات خواهم کرد.
این را هم اضافه می کنم که نسبت دانشجویان پسر در این دانشگاه به دختران 25 به 1 است. شما واقعا فرصت خوبی دارید!.
"اسم من "یانگ زنگ منگین" است دانشجوی سال اول دانشگاه و فکر می کنم که جذاب هستم .متاسفانه تا به حال نتوانستم شخص مناسبی را برای زندگیم پیدا کنم. اما به سرنوشت اعتقاد دارم. اگر کسی از شما آقایان آرزویی مانند من دارید، پایین ساختمان خوابگاه من بیایید و نام مرا با صدای بلند بین ساعت 12:30 تا 12:50 در 11 مارس فریاد بزنید. من پنهانی شما را نگاه خواهم کرد.اگر شما همانی بودید که من دنبالش هستم پایین می آیم و شما را ملاقات خواهم کرد.
این را هم اضافه می کنم که نسبت دانشجویان پسر در این دانشگاه به دختران 25 به 1 است. شما واقعا فرصت خوبی دارید!.
تجمع خواستگاران مقابل خوابگاه
پیام "یانگ زنگ منگین" در 11 مارس مشهور شد.
بیش از 2000 دانشجوی پسر مقابل خوابگاه این دختر جمع شدند.با وجود این همه ی آنها شهامت فریاد زدن نام آن دختر را نداشتند. شاید هم به این دلیل اینکار را نکردند چون آنهایی هم که نامش راصدا کردند شانسی برای ملاقت "یانگ زنگ منگین" نداشتند.
تصویری از "یانگ زنگ منگین"
۱۳۸۹ مهر ۱۸, یکشنبه
۱۳۸۹ مهر ۱۳, سهشنبه
بیلاخ جرج دبلیو بوش
موی انسان تحمل وزن ۳ کیلو را دارد * طول آل.ت تناسلی مرد ۳ برابر شستش می باشد * استخوان باسن از سیمان محکمتر است * حدودا هزار میلیارد باکتری روی پا وجود دارد * . زنان دو برابر مردان پلک میزنند * قلب زنان از مردان تندتر میزند * پوست انسان دو برابر مغزش وزن دارد * . اگر بزاق شما حلال نباشد نمیتوانید مزه غذاها را تشخیص دهید * خانمها مدتیست این متن را تمام کرده اند مردانی که هنوز مشغول خواندن هستند در حال اندازه گرفتن “شست” خود میباشند
مقایسه فرهنگ غذایی در کشورهای مختلف
Interesting comparison
Foods that each family uses during the week and the number of members per family
GERMANY:
The Melander family of Bargteheide - 2 adults, 2 teenagers
Food expenditure for one week: 375.39 Euros or $500.07
The Melander family of Bargteheide - 2 adults, 2 teenagers
Food expenditure for one week: 375.39 Euros or $500.07
UNITED STATES:
The Revis family of North Carolina - 2 adults, 2 teenagers
Food expenditure for one week: $341.98
The Revis family of North Carolina - 2 adults, 2 teenagers
Food expenditure for one week: $341.98
JAPAN:
The Ukita family of Kodaira City - 2 adults, 2 teenagers
Food expenditure for one week: 37,699 Yen or $317.25
The Ukita family of Kodaira City - 2 adults, 2 teenagers
Food expenditure for one week: 37,699 Yen or $317.25
ITALY:
The Manzo family of Sicily - 2 adults, 3 kids
Food expenditure for one week: 214.36 Euros or $260.11
The Manzo family of Sicily - 2 adults, 3 kids
Food expenditure for one week: 214.36 Euros or $260.11
MEXICO:
The Casales family of Cuernavaca - 2 adults, 3 kids
Food expenditure for one week: 1,862.78 Mexican Pesos or $189.09
The Casales family of Cuernavaca - 2 adults, 3 kids
Food expenditure for one week: 1,862.78 Mexican Pesos or $189.09
POLAND:
The Sobczynscy family of Konstancin-Jeziorna - 4 adults, 1 teenager
Food expenditure for one week: 582.48 Zlotys or $151.27
The Sobczynscy family of Konstancin-Jeziorna - 4 adults, 1 teenager
Food expenditure for one week: 582.48 Zlotys or $151.27
EGYPT:
The Ahmed family of Cairo - 7 adults, 5 kids
Food expenditure for one week: 387.85 Egyptian Pounds or $68.53
ECUADOR : The Ahmed family of Cairo - 7 adults, 5 kids
Food expenditure for one week: 387.85 Egyptian Pounds or $68.53
The Ayme family of Tingo - 4 adults, 5 teenagers
Food expenditure for one week: $31.55
BHUTAN:
The Namgay family of Shingkhey Village - 7 adults, 6 kids
Food expenditure for one week: 224.93 ngultrum or $5.03
AFRICA The Namgay family of Shingkhey Village - 7 adults, 6 kids
Food expenditure for one week: 224.93 ngultrum or $5.03
اشتراک در:
پستها (Atom)






























